جمال الدين محمد الخوانساري

347

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

چگونه خشمناك مىشود . غرض تعجب است از كسى كه بديى داشته باشد وخود داند كه آن در اوست واگر كسى بگويد كه آن دروست خشمناك شود ونفهمد اين معنى را كه هر گاه بودن آن در أو بد باشد بايد كه آن را چارهء كرد واز خود زايل كرد وخشمناك شدن بر كسى كه راستى گفته باشد وجهي ندارد بلكه آن هم بديى ديگرست . 6282 عجبت لمن يوصف بالخير الّذى يعلم انّه ليس فيه كيف يرضى . عجب دارم از كسى كه وصف كرده مىشود بنيكوييى كه أو ميداند كه آن نيست در أو ، چگونه خشنود مىشود ! ؟ وجه تعجب اينست كه هر گاه آن خير در أو نباشد وأو را وصف كنند بآن بايد كه خجل ومنفعل گردد نه اين كه خشنود شود بآن چنانكه شيوهء أكثر مردم دنياست . 6283 عجبت لمن يتكلّم بما لا ينفعه في دنياه ولا يكتب له اجره في اخراه . تعجب دارم از كسى كه سخن گويد به آن چه سود ندهد أو را در دنياي أو ، ونوشته نشود از براي أو مزد آن در آخرت أو . مراد تعجب است از كسى كه سخن گويد به آن چه نه نفع دنيوي در آن باشد ونه اجر اخروى مانند أكثر سخنان أكثر مردم در مجالس ومحافل . 6284 عجبت لمن يتكلّم فيما ان حكى عنه ضرّه ، وان لم يحك عنه لم ينفعه . عجب دارم از كسى كه سخن گويد در آنچه اگر حكايت كرده شود آن از أو ضرر كند أو را ، واگر حكايت كرده نشود سودى ندهد أو را . مراد اينست كه عاقل سخنى كه گويد بايد كه چيزى باشد كه اگر نقل كنند از أو ضررى نكند باو ، واگر بالفرض ضرر كند بر آن تقدير چيزى باشد كه اگر نقل نكنند سودى دهد أو را ، تا اين كه